اوهام

«تخیل عبارت است از قدرت شما در تجسم چیزهایی که هرگز به آن نیندیشیده‌ اید.

به‌طوری که بنیان هر کلمه و هر رویداد در تخیل بازیگر شکل می گیرد. همه چیز دروغ است، مگر اینکه از خلال یک واقعیت ـ تخیل ـ بازیگر ـ عبور کند.

تخیل می‌تواند بازیگر را برای ابراز عکس‌العمل های سریع آماده نگه دارد. او می‌تواند سریع ببیند، سریع فکر کند و سریع مجس‍ّم کند؛ برای آنکه تخیل سریع عمل کند، همه آنچه بازیگر باید انجام دهد، آن است که بگذارد تخیل به راحتی، کار خود را انجام دهد. »

کلاس های بازیگری استلا آدلر، ترجمه احمد دامود

سومین ابزار بازیگر، تخیّل (یا به تعبیری حس) و به خوانش اکتو اوهام است. تخیّل نقش مهمّی در رسیدن بازیگر به نقش خود ایفا می کند.

بازیگر در مرحله خوانش و تحلیل شخصیت ها، به درک و دریافتی از نقش خود دست می یابد و بر اساس آن، حوادث آینده متن (و حتّی فرامتن) را پیش بینی می کند.

اگر کارگردانی بخواهد متن نمایشی را بر اساس بداهه پردازی یا روش ویوپوینت کارگردانی کند، به بازیگرانی خلّاق احتیاج دارد که با استفاده از تخیّل و بازی حسّی ابعاد کشف شده و کشف شده ای از متن را بنمایانند و خارج از متن مکتوب، رفتارها و کنش هایی از خود بروز دهند که اگر خود شخصیت نمایشی هم زنده بود همان کار ها را انجام می داد.

از نظر استانیسلاوسکی، بزرگترین معلّم بازیگری اعصار، تخیّل یک بازیگر باید فعّال باشد نه منفعل.

تخیّل فعال بازیگر چیزی جز رویاهای خلاق تخیّل هنرپیشه یا تصاویر بصری چشم سوم او نیست. تخیّل نه فقط برای آفرینش، بلکه برای بازسازی آن چه تاکنون آفریده یا آنچه احتمال فرسودگی دارد نیز نیاز است.

قوه تخیل و تصور به بازیگر اجازه می دهد که خلاصه و جوهر حقیقت را از حوادث عادی و معمولی روزانه استخراج کرده و آن را به شکل بدیعی برای جلب نظر مخاطب ارائه دهد.

اکتو در این بخش (که زیر مجموعه سوم جعبه ابزار بازیگر می باشد) به شرح تمرینات و مقالات این ابزار بازیگری می پردازد.